اندازه، نمره، درجه، مقیاس؛
قُطرِ لوله و غیره؛
ضخامتِ شیشه، ورقِ آهن و غیره؛
عرضِ پارچه؛
کالیبرِ اسلحه؛
محک، مقیاس، معیار (مجازی)؛
فاصلهٔ دو خط، فاصلهٔ دو ریل، فاصلهٔ دو چرخ (راهآهن)؛
وسیلهٔ اندازهگیری؛
درجه؛
پیمانه، کیل؛
حَد، وسعت، مقدار، میزان، اندازه، ظرفیت
اندازهٔ دقیقِ … را گرفتن، دقیق اندازه گرفتن؛
کالیبرِ … را تعیین کردن (اسلحه)؛
تخمین زدن، برآورد کردن، ارزیابی کردن، سنجیدن؛
پیشبینی کردنِ حوادث