frustrated
به همرسانی
/ ˈfrə-ˌstrā-təd /
adjective
سرخورده، مأیوس، ناکام؛
درمانده، عاجز؛
(شخص)؛
عبث،
بینتیجه،
بیحاصل
(
تلاش
)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه