نقش بر آب کردن، خنثی کردن، باطل کردن، عقیم گذاردن، بیاثر کردن (نقشه، کوشش، امید)؛
مأیوس کردن، ناکام کردن، ناامید کردن، سرخورده کردن (شخص)؛
درمانده کردن، عاجز کردن، جانِ … را به لب آوردن (شخص)