جلو، قسمتِ جلو؛
نمای ساختمان؛
صفِ اول، صفِ جلو (جمعیت، دسته)؛
اول، ابتدا (کتاب)؛
جبهه، خطِ مقدم (نظامی)؛
کنارِ دریا، ساحل؛
جادهٔ ساحلی؛
خیابانِ ساحلی؛
جلوی پیراهن، پیشسینه؛
سالن، جایگاهِ تماشاگران (تئاتر)؛
جبهه (هواشناسی)؛
پیشانی، جبین (ادبی)؛
چهره، رخ، رخساره (ادبی)؛
سرپوش، نقاب، پوشش؛
حوزه، زمینه
جلو، جلویی؛
اول؛
پیشین (آواشناسی)
به جلو
مشرف بودن به، رو به … بودن؛
نماسازی کردن در ساختمان؛
مواجه شدن با، رویاروی شدن با، روبهرو شدن با