جفت (دستکش، کفش، چشم و غیره)؛ زوج، جفت (شخص)؛ جفت (حیوان)؛ دوتا اسب (درشکه)؛ جفتِ ممتنع(در پارلمانِ بریتانیا، دو نماینده یا یکی از دو نمایندۀ عضوِ احزابِ مخالفی که با یکدیگر قرار میگذارند در رأیگیری شرکت نکنند)
pair
/ ˈper /
verb (T)
جفت کردن، جور کردن؛ جفتِ ممتنع کردن (در بریتانیا، مجلس)
pair
/ ˈper /
verb (I)
جفتگیری کردن (دو حیوان)؛ جفتِ ممتنع شدن (در بریتانیا، مجلس)