frequently
به همرسانی
/ ˈfrē-kwənt-lē /
adverb
اغلب،
غالباً،
مکرراً،
به
دفعات،
بارها،
به
کرّات،
فراوان،
زیاد،
مرتب،
دائم،
پشتِ
سرِ
هم
دیدگاهها
ثبت دیدگاه