دورِ خود جمع کردن، نظرِ… را به خود جلب کردن (مردم، جمعیّت)(محاوره)؛
ترک کردن، وِل کردن، کنار گذاشتن (کار، عمل)(محاوره)؛
کارهای زیادی انجام دادن، برنامههای زیادی گنجاندن (در زمانی محدود)؛
بستن، پیچیدن؛
تو جعبه گذاشتن؛
تو پاکت گذاشتن؛
تو چمدان گذاشتن؛
کلاف کردن، پیچیدن (پشم، نخ)