بستن، پیچیدن؛
تو جعبه گذاشتن؛
تو پاکت گذاشتن؛
تو چمدان گذاشتن؛
کلاف کردن، پیچیدن (پشم، نخ)؛
پر کردن، انباشتن (جعبه، صندوق، چمدان)؛
بستهبندی کردن (کالا)؛
انباشتن، پر کردن (اتاق، کتاب، ذهن و غیره)؛
روی هم انباشتن، توده کردن، انباشته کردن، روی هم چپاندن (چیز، برف، خاک و غیره)؛
چپاندن (مردم)؛
همیشه با خود داشتن، داشتن، همراهِ کسی بودن (تفنگ و غیره)(در آمریکا، محاوره)؛
قطار کردن، ردیف کردن، جور کردن (اعضای جلسه، هیئت منصفه و غیره)(محاوره، به طعنه)