اسکلت، اسکلتبندی، استخوانبندی؛
چوببست، چوببندی؛
(ساختمان، کشتی و غیره)؛
شاسیِ اتومبیل؛
بدنه، تنه (دوچرخه)؛
قابِ تابلو، عینک، ساعت و غیره؛
چارچوبِ در و پنجره؛
کادرِ عکس؛
دارِ فرش و غیره؛
کمان (ارّه)؛
بدن، تن، کالبد، هیکل، پیکر (انسان، حیوان)؛
گلخانه، شاسی؛
نظام، ساخت، ساختار، ساختمان، نظم؛
تک عکس، تک تصویر (سینما)؛
زمینه، متن، فضا، حوزه، قالب (داستان، واقعه و غیره)
ساختن و بناکردنِ خانه؛
طرح ریختن، شکل دادن، پرداختن (فکر، نقشه)؛
چیدن و ترتیب دادنِ توطئه؛
ساختن و درست کردنِ جمله؛
قاب کردن، قاب گرفتن، در قاب گذاشتن (عکس)؛
برای … کلک سوار کردن، برای … توطئه چیدن، جلوی پای … چاه کندن، پاپوش دوختن برای (شخص
(محاوره)؛
احاطه کردن، پوشاندن، در خود گرفتن؛
بیان کردن، تدوین کردن