fox
به همرسانی
/ ˈfäks /
noun
روباه؛
آدمِ
حیلهگر،
آدمِ
حقهباز،
آدمِ
آبزیرکاه
fox
/ ˈfäks /
verb (T)
گیج کردن، سردرگم کردن، گمراه کردن؛
فریب دادن، حقه زدن به، کلک زدن به، کلاه سرِ … گذاشتن؛
(
محاوره
)
fox
/ ˈfäks /
verb (I)
به
شکارِ
روباه
رفتن
fox-
prefix
روباه
-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه