be overheated
به همرسانی
idiom
بیش از حدّ \ زیادی گرم بودن (اتاق)؛
داغ کرده بودن (ترمز)؛
جوش آورده بودن (موتور)؛
عصبانی بودن (شخص)؛
آتشی شدن، جوشی شدن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه