آویزان بودن بر فرازِ، معلّق بودن بالای؛ برفرازِ ... قرار داشتن، بالای ... قرار داشتن، سایه انداختن بر (صخره، تاقچه)؛ آویزان بودن از فرازِ \ از بالای؛ دورِ سرِ ... چرخ زدن، روی سرِ ... سایه انداختن، تهدید کردن، بالای سرِ ... بودن (خطر و غیره)
overhang
/ ˈō-vər-ˌhaŋ // ˌō-vər-ˈhaŋ /
verb (I)
آویزان بودن، معلّق بودن؛ پیش آمده بودن، جلو آمده بودن (صخره، تاقچه)