غلبه کردن بر، پیروز شدن بر، شکست دادن، غالب آمدن بر، چیره شدن بر، مغلوب کردن، حریفِ... شدن (دشمن، وسوسه، عاداتِ بد و غیره)؛
مسلّط شدن بر، جلوی ... را گرفتن، فائق شدن بر(خشم، نفرت)؛
از پای انداختن، از پای درآوردن؛
بیمار کردن، مریض کردن؛
ضعیف کردن؛
حل کردن، راهی برای ... پیدا کردن، برطرف کردن، از میان برداشتن، فائق آمدن بر (مانع، مشکل)