overall
به همرسانی
/ ˌō-vər-ˈȯl /
adjective
مربوط به کل، کلّی (اندازه، طول، قیمت)؛
کلّی، جامع، همهجانبه، فراگیر (مطالعه، بررسی)
overall
/ ˌō-vər-ˈȯl /
adverb
کلاً، در کل؛
رویهمرفته، در جمع، کلاً، به طورِ کلّی، در مجموع
overall
/ ˌō-vər-ˈȯl /
noun
روپوش؛
لباسِ کار (در جمع، overalls)
(در بریتانیا)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه