به بیرون، به طرفِ بیرون، رو به بیرون، بیرونی (سفر، حرکت)؛ عازم، آمادۀ سفر، در حالِ عزیمت خارج (کَشتی)؛ بیرونی، ظاهری، خارجی (ظاهر)؛ ظاهری، صوری؛ ظاهر، نمایان، قابل رؤیت
outward
/ ˈau̇t-wərd /
adverb
به طرفِ بیرون، رو به بیرون، به بیرون، رو به خارج، به خارج؛ آشکارا، به نحوِ آشکاری، معاینه، فاش