on the outside
به همرسانی
idiom
از بیرون، از قسمتِ خارجی؛
به ظاهر، در ظاهر، از بیرون (مجازی)؛
از سمتِ چپِ جاده (در راندنِ موتورسیکلت)؛
از سمتِ راست (در بریتانیا و غیره)؛
خارج از زندان
دیدگاهها
ثبت دیدگاه