بیرون بودن؛
بیرون رفتن؛
امانت بودن، امانت رفته بودن (کتاب، نوار)(در کتابخانه و غیره)؛
رفته بودن (به سفر)؛
نبودن؛
غایب بودن؛
فاش شده بودن، برملا شده بودن، علنی شده بودن (راز، خبر)؛
صادر شده بودن (حکم)؛
درآمده بودن، منتشر شده بودن، بیرون آمده بودن (کتاب)؛
باز شده بودن، شکفته شده بودن، درآمده بودن (گُل)؛
سبز شده بودن (درخت)؛
گُل داده بودن، شکوفه داده بودن، گُلهای … باز شده بودن؛
درآمده بودن، بیرون آمده بودن، طلوع کرده بودن، درخشیدن (خورشید، ماه)؛
سرِ کار نبودن، قدرت را در دست نداشتن، در رأسِ قدرت نبودن (حزب، حکومت)؛
مُد نبودن، از مُد افتاده بودن (لباس)؛
بیهوش بودن؛
جزر بودن (آبِ دریا)؛
در حالِ اعتصاب بودن، اعتصاب کرده بودن؛
ناممکن بودن، نامقدور بودن، ممکن نبودن؛
خاموش بودن (چراغ و غیره)؛
تمام شدن، به سر رسیدن (ماه، هفته)؛
اشتباه کردن، اشتباه داشتن (در محاسبه، شمارش و غیره)؛
سوختن (ورزش)(بازیکن)؛
سوخته بودن؛
اوت بودن \ شدن، خارج بودن (توپ)