Logo

orientate

Spider Icon
/ ˈȯr-ē-ən-ˌtāt // -ˌen- /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آرونیدن
\ 'â.run.id.an \
فعل (گذرا و ناگذر)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • او از چاله‌ای که شبِ پیش در آن خوابیده‌ بود بیرون آمد تا خودش را بِیارونَد (موقعیتِ خویش را دریابد یا معین کند.)
  • آن روزها روزنامه‌ها همگی به سوی مسائلِ جوانان آرونیدند (جهت‌گیری کردند.)
  • باورم نمی‌شد که آتش داشت به سوی خانهٔ ما می‌آرونید (روی می‌نهاد، روانه می‌شد، جهت می‌گرفت.)
۴.

دیدگاه‌ها