orderly
به همرسانی
/ ˈȯr-dər-lē /
adjective
منظم، مرتب، مرتب و منظم (اتاق، زندگی و غیره)؛
منظم، منضبط (شخص، ذهن)؛
آرام، منظم (جمعیّت و غیره)
orderly
/ ˈȯr-dər-lē /
noun
کارگر بیمارستان؛
گماشته، مصدر (نظامی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه