be in operation
به همرسانی
idiom
در حالِ کار بودن، کار کردن (دستگاه)؛
درست بودن؛
در حالِ فعالیت بودن، فعالیت داشتن (شرکت و غیره)؛
باز بودن؛
مُجری بودن، معتبر بودن، به قوّتِ خود باقی بودن (قانون و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه