روی کسی باز شدن، راحت شدن، خودمانی شدن، راحت حرفِ خود را زدن (محاوره)؛
باز شدن، گشودن؛
باز شدن، شکفتن (گُل)؛
افتتاح شدن، باز شدن (فروشگاه و غیره)؛
آمادۀ بهرهبرداری شدن (معدن و غیره)؛
شروع به تیراندازی کردن، شلیک کردن؛
پدید آمدن، پیدا شدن، فراهم آمدن، به دست آمدن (فرصت، امکانات)