open the flood-gates of sth
به همرسانی
idiom
به … میدان دادن، باعثِ طغیانِ… شدن، یکمرتبه سرِ… را باز کردن، موجبِ لبریز شدنِ… شدن (خشم، غصه و غیره)؛
باعثِ حرکتِ… شدن، کبریتی شدن و در خرمنِ… افتادن (انقلاب)؛
باعث شدن که… از کنترل خارج شود (قحطی، بیماری)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه