روشن بودن، مشغولِ کار بودن، کار کردن (دستگاه، موتور)؛
روشن بودن، باز بودن (رادیو، تلویزیون)؛
روشن بودن (چراغ)؛
باز بودن (شیر)؛
شیرِ … باز بودن (اجاق، منبع و غیره)؛
کشیده بودن، بالا بودن (ترمزدستی)؛
وصل شده بودن، آمده بودن، داشتن (آب، گاز)؛
شروع شده بودن (فیلم، اعتصاب و غیره)؛
شروع شدن (مسابقه و غیره)؛
پخش شدن، نشان دادن (فیلم، برنامه)(تلویزیون و غیره)؛
پخش شدن (برنامه)(رادیو)؛
برنامه داشتن، برنامهٔ… شروع شدن (شخص)(رادیو، تلویزیون و غیره)؛
سرِ کار بودن، مشغولِ کار بودن (کارگر، کارمند و غیره)؛
سوار شده بودن (در اتومبیل وغیره)؛
درست بودن، خوب بودن (پیشنهاد و غیره)(محاوره)؛
حرفِ… درست بودن (شخص)؛
حق با … بودن؛
باز بودن، دایر بودن، برقرار بودن (رستوران، مدرسه و غیره)