دفترِ کار؛
دفتر (اداری، بازرگانی)؛
اداره؛
اداری، دفتری (صفتگونه)؛
دفتر، اتاق (اداری)؛
مطب (پزشک)(در آمریکا)
مقام، منصب، پُست؛
شغل، وظیفه، کار؛
کمک، خدمت، مساعدت (در جمع، offices)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اسم
ساختواژه
آدینبروید به: officiate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
- من دیشب تا ساعتِ نُه در آدین (اداره) ماندم تا تو را ببینم، ولی تو نیامدی که نیامدی.