ساکنِ ... بودن، زندگی کردن در (خانه، زمین و غیره)؛
نشسته بودن روی (صندلی)؛
خوابیده بودن روی (تختخواب)؛
اشغال کردن، تصرّف کردن، به تصرّف درآوردن (نظامی)؛
اشغال کردن (سیاسی و غیره)؛
گرفتن، اشغال کردن (جا، فضا)؛
طول کشیدن، وقت گرفتن (ساعت، روز)؛
پر کردن (وقت)؛
مشغول کردن، درگیر کردن (شخص، ذهن)؛
داشتن (شغل، مقام)