obtrude oneself on/upon
به همرسانی
idiom
خود را تحمیل کردن به؛
سرزده نزدِ ... آمدن \ رفتن، مزاحمِ ... شدن؛
عقایدِ خود را به ... تحمیل کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه