place sb under an obligation to sb/to do sth
به همرسانی
idiom
کسی را مدیونِ کسی کردن، دِینی به گردنِ کسی نسبت به کسی گذاشتن؛
کسی را ملزم کردن که، کسی را متعهّد کردن که، کسی را موظّف کردن که، کسی را مقیّد کردن که
دیدگاهها
ثبت دیدگاه