objectively
به همرسانی
/ əb-ˈjek-tiv-lē // äb- /
adverb
بیطرفانه، منصفانه، با بیطرفی؛
برون گرایانه؛
به طورِ عینی، خارج از ذهن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفژَنانه
\ af.žan.ân.e \
قید
ساختواژه
اَفژَن
+
ــانه
بروید به: objectify .
نکته
اَفژَنوار
\ af.žan.vâr \
قید
ساختواژه
اَفژَن
+
ــوار
بروید به: objectify .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
همهٔ گزارشها دربارهٔ قتلِ وزیر باید اَفژَنانه (بهطورِ عینی، براساسِ مدارکِ موجود) بررسی شوند، نه برپایهٔ پیشینهٔ افرادِ مظنون یا متهم.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه