objectionable
به همرسانی
/ əb-ˈjek-sh(ə-)nə-bəl /
adjective
بد، زشت، زننده، ناخوشایند (رفتار)؛
تهوّعآور، بد (بو)؛
ناخوشایند (حرفها)؛
زشت (زبان)؛
قابلایراد، قابلاعتراض، قابلسرزنش، غیرقابلقبول
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفراستنی
\ af.râs.t.an.i \
صفت
ساختواژه
اَفراست
+
ــَـن
+
ــی
بروید به: object .
نکته
اَفراشُو
\ af.râ.šo(w) \
صفت
ساختواژه
اَفرا
+
ــشُو
بروید به: object .
نکته
اَفراشایا
\ af.râ.šây.â \
صفت
ساختواژه
اَفرا
+
ــشای
+
ــا
بروید به: object .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
آن نظریه بدین دلیل اَفراستنی (قابلِ اعتراض) است که رویکردی نژادپرستانه به کاهشِ جمعیتِ جهان دارد.
آن برخوردِ شما کاملاً اَفراشو (قابلِ اعتراض) بود، شما احترامِ هیچکس را نگهنداشتید.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه