پروراندن، پرورش دادن، بزرگ کردن (بچّه)؛ پرورش دادن (گیاه)؛ پرورش دادن، تربیت کردن (استعداد، ذهن و غیره)(مجازی)؛ حمایت کردن از، زیرِ بالِ خود گرفتن (برنامه، طرح)؛ پروراندن، بالوپر دادن
nurture
/ ˈnər-chər /
adjective
پرورش (بچّه، گیاه)؛ تربیت، پرورش (ذهن، استعداد و غیره)(مجازی)؛