normal
به همرسانی
/ ˈnȯr-məl /
adjective
عادی، معمولی، معمول، طبیعی، متعارف، بهنجار (رفتار، موقعیّت، حرارت و غیره)؛
طبیعی، سالم، عادی، نرمال (شخص)؛
قائم، عمود (ریاضی)؛
نرمال (محلول)(شیمی)؛
خطی (هیدروکربن)؛
خنثی (نمک)
normal
/ ˈnȯr-məl /
noun
حدِّ طبیعی، میزانِ عادی، حدِّ نرمال؛
حالتِ طبیعی، حالتِ عادی؛
خطِ قائم (ریاضی)؛
سطحِ قائم
دیدگاهها
ثبت دیدگاه