fool
به همرسانی
/ ˈfül /
noun
احمق، ابله (به تحقیر)؛
دلقک
fool
/ ˈfül /
adjective
احمق، ابله، نادان، بیشعور؛
احمقانه، ابلهانه؛
(در آمریکا، محاوره)
fool
/ ˈfül /
verb (I)
حماقت کردن؛
مسخرگی کردن، لودگی کردن، مسخرهبازی درآوردن؛
روزگار به بطالت گذراندن، وِل گشتن، وقت ضایع کردن
fool
/ ˈfül /
verb (T)
کلاه سرِ ... گذاشتن، فریب دادن، خر کردن
fool
/ ˈfül /
noun
کِرمِ میوه
fool-
prefix
نابهخرد، کمخرد، دلقک،
احمق
- ،
گول
- ،
کانا
-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه