به دنبالِ ... آمدن، بعد از ... آمدن، بعد از ... قرار داشتن، پشتِ سرِ ... آمدن، پشتِ سرِ ... قرار داشتن؛
به دنبالِ ... رفتن، بعد از ... رفتن، پشتِ سرِ ... رفتن؛
از پسِ ... آمدن، در پیِ ... آمدن؛
دنبال کردن، تعقیب کردن؛
دنبال کردن، ادامه دادن، در امتدادِ ... پیش رفتن (جاده و غیره)؛
دنبال کردنِ مطلب و غیره؛
فهمیدن، متوجه شدن، درک کردن، سردرآوردن از (مطلب و غیره)؛
اختیار کردن، پیشه کردن، دنبال کردن، به ... پرداختن، تو کارِ ... بودن (حرفه، شغل)؛
پیروی کردن از، متابعت کردن از، تأسی جستن به (تعلیمات، توصیه)؛
تقلید کردن از مُد؛
با علاقه دنبال کردنِ درس، ورزش و غیره؛
مرتب خواندنِ پاورقی و غیره؛
مرتب گوش کردنِ سخنرانی و گفتار