fold
به همرسانی
/ ˈfōld /
verb (T)
تا کردن، تا زدن؛
پوشاندن؛
بسته بندی کردن، بستن، پیچیدن؛
مخلوط کردن، قاطی کردن (آشپزی)
fold
/ ˈfōld /
verb (I)
تا شدن، جمع شدن (میز، صندلی و غیره)؛
تعطیل شدن، بساطِ ... جمع شدن، برچیده شدن (روزنامه، مغازه و غیره)(محاوره)؛
جمع شدن، فراهم آمدن (برگهای گل)
fold
/ ˈfōld /
noun
تا، لا، چین، تاخوردگی؛
چین، چینخوردگی (زمینشناسی)؛
پیلی، چین
fold
/ ˈfōld /
noun
آغل، گلهدانی؛
جماعتِ مؤمنان (مذهب)؛
آغوشِ دین، آغوشِ کلیسا (مذهب)؛
خانه، مأمن، مأوا (مجازی)؛
آغوش (مجازی)
fold
/ ˈfōld /
verb (T)
به آغل فرستادنِ گوسفندان
-fold
suffix
ــجنبه(ای)،
ــرویه(ای)،
ــطرفه،
ــجانبه،
ــسویه؛
ــبرابر(ی)،
ــچندان
(پسوندیس)
هدفی دوجانبه a two-fold purpose
افزایش سهبرابری
a three-fold increase
دیدگاهها
ثبت دیدگاه