foil
به همرسانی
/ ˈfȯi(-ə)l /
noun
کاغذِ فلزی، ورقِ فلزی؛
کاغذِ آلومینیم، فویل؛
زَروَرق (سیگار، شکلات و غیره)؛
نقطهٔ مقابل، زمینهٔ مقایسه
foil
/ ˈfȯi(-ə)l /
noun
فویل، شمشیرِ فویل (شمشیربازی)
foil
/ ˈfȯi(-ə)l /
verb (T)
خنثی کردن، عقیم گذاشتن، بیاثر کردن، بینتیجه گذاردن، برهم زدن، نقشِ برآب کردن (نقشه و غیره)؛
ناکام کردن، جلوی کارِ ... را گرفتن، مانعِ پیشرفتِ ... شدن (شخص)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه