flush
به همرسانی
/ ˈfləsh /
adjective
همسطح، همتراز؛
تراز با
flush
/ ˈfləsh /
noun
ریزشِ آب، سرازیر شدنِ آب؛
هجوم، غلبه (خون)؛
سرخیِ چهره، سرخشدگی، برافروختگیِ صورت، گلانداختگی؛
سرخیِ آسمان؛
فوران، انفجار (زیبایی، سلامتی، شادی و غیره)؛
غلبه، غلیان، طغیان (هیجان، خشم)؛
آغاز، آستانه، بهار
flush
/ ˈfləsh /
noun
رنگ، دستِ همخال (بازیِ ورق)
flush
/ ˈfləsh /
verb (I)
قرمز شدن، سرخ شدن، برافروختن، برافروخته شدن، گل انداختن (صورت)؛
قرمز شدن، سرخ شدن، صورتِ ... گل انداختن (شخص)؛
سرازیر شدن، جاری شدن، ریختن (آب)
flush
/ ˈfləsh /
verb (T)
سرخ کردن، قرمز کردن، برافروختن (صورت)؛
برانگیختن، تهییج کردن، به جنبوجوش انداختن (شخص)؛
با آبِ زیاد شستن، آب ریختن در، آب ریختن و شستن؛
سیفونِ ... را کشیدن (توالت)
flush
/ ˈfləsh /
verb (T)
پراندن یا رم دادنِ پرنده
flush
/ ˈfləsh /
verb (I)
پریدن، رمیدن، رم کردن (پرنده)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه