جاری شدن، جریان یافتن، سرازیر شدن، روان شدن، ریختن (رود، اشک، پول و غیره)؛
گردش کردن، گشتن (خون، جریانِ برق)؛
جریان یافتن و حرکت کردنِ جمعیت؛
روان بودن و جریان داشتنِ ترافیک؛
ادامه یافتن و جریان داشتنِ گفتگو؛
موج زدن، مواج بودن، وِل بودن، آویزان بودن (مو، لباس و غیره)؛
منتج شدن، نشئت گرفتن، ناشی شدن، سرچشمه گرفتن، سرزدن، آب خوردن از؛
جوشیدن، بیرون آمدن از (آب، چشمه)؛
بالا آمدن (مَد)