flounce
به همرسانی
/ ˈflau̇n(t)s /
verb (I)
جستوخیز کردن، ورجهوورجه کردن، وول خوردن، تکان خوردن؛
با عجله رفتن، تند رفتن، با عصبانیت رفتن؛
تقلا کردن، دستوپا زدن
flounce
/ ˈflau̇n(t)s /
noun
جنبوجوش؛
جستوخیز، ورجهوورجه، تکودو؛
تقلا؛
حرکت، حرکتِ تند
flounce
/ ˈflau̇n(t)s /
noun
والان، حاشیه، تور، چین (خیاطی)
flounce
/ ˈflau̇n(t)s /
verb (T)
والان دادن، حاشیه دادن، چین دادن (خیاطی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه