floor
به همرسانی
/ ˈflȯr /
noun
کف، زمین (اتاق، پل و غیره)؛
طبقه، اشکوب؛
کف، قعر، ته (دریا، غار و غیره)؛
تالار، صحن (مجلس و غیره)؛
اعضای مجلس، حضار، حاضران؛
اجازهٔ صحبت، اجازهٔ سخن گفتن؛
حداقل، پایینترین حدّ (قیمت و غیره)؛
پیستِ رقص، جایگاهِ رقص
floor
/ ˈflȯr /
verb (T)
فرش کردن، کفِ ... را درست کردن (اتاق و غیره)؛
به خاک انداختن، به زمین زدن، نقشِ زمین کردن (شخص)؛
از پای درآوردن، شکست دادن (شخص)؛
گیج کردن، مبهوت کردن (محاوره)؛
زبانِ ... را بستن، خاموش کردن، نفَسِ ... را بریدن (محاوره)
floor-
prefix
اشکوب، طبقه،
کف
- (اتاق و راهرو و غیره)
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه