flip
به همرسانی
/ ˈflip /
verb (T)
تلنگر زدن به، با انگشت زدن به؛
غِل دادن؛
پرت کردن؛
بالا انداختن، پراندن، پرتاب کردن (سکه)
flip
/ ˈflip /
verb (I)
اوقاتِ کسی تلخ شدن، عصبانی شدن، سگ شدن، از کوره دررفتن؛
کف کردن؛
(محاوره)
flip
/ ˈflip /
noun
تلنگر، ضربهٔ آهسته با انگشت؛
پروازِ تفریحی، پروازِ کوتاه، گشت با هواپیما
flip
/ ˈflip /
adjective
غیرِجدی، سربههوا، لوده (شخص)(محاوره)؛
غیرِجدی، سرسری (حرف)
flip
/ ˈflip /
interjection
پوف، اَه
دیدگاهها
ثبت دیدگاه