صاف کردن،
تخت کردن، هموار کردن (راه، جاده)؛کوبیدنِ فلز؛
باز کردن، پهن کردن (نقشه و غیره)؛
کوبیدن، له کردن (مزرعه)؛
انداختنِ درخت؛
خراب کردن، ویران کردن، با خاک یکسان کردن (شهر، ساختمان)؛
سکهٔ یک پول کردن، تحقیر کردن (شخص)(محاوره)؛
پوزِ ... را به خاک مالیدن، پشتِ ... را به خاک رساندن (شخص)(محاوره)