flash
به همرسانی
/ ˈflash /
noun
برق، تلألؤ، درخشش، نور، روشنایی؛
جرقه؛
(شعله، جواهر و غیره)؛
سردوشی (نظامی)؛
خبرِ کوتاه؛
خبرِ فوری؛
فلاش (عکاسی)
flash
/ ˈflash /
adjective
چشمگیر، توچشمزن، چشمگردکن (محاوره)
flash
/ ˈflash /
verb (I)
برق زدن، درخشیدن، نور ساطع کردن؛
چشمک زدنِ چراغ و غیره؛
ناگهان ظاهر شدن، مثلِ برق آمدن؛
همه جای خود را نشان دادن، همه چیزِ خود را بیرون انداختن، عورتِ خود را نشان دادن (محاوره)
flash
/ ˈflash /
verb (T)
انداختن، تاباندن، باریدن، پاشیدن (نور)؛
چراغ انداختن، با چراغ علامت دادن؛
متوجه کردن، انداختن، حواله کردن (نگاه)؛
مخابره کردن، ارسال کردن (خبر)؛
ساطع کردن، بیرون ریختن، بیرون فرستادن؛
به رخ کشاندن، نشان دادن، نمایش دادن (جواهر و غیره)
flash-
prefix
درخشش، فروز، برقآسا، تند، زود،
رَخش
- (نورِ شدید و زودگذر)
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه