روشن شدن، مشتعل شدن، شعلهور شدن (آتش)؛
سرکشیدن و به هوا برخاستنِ شعله؛
عصبانی شدن، از جا دررفتن، از کوره دررفتن، آتشی شدن، سروصدا راه انداختن (شخص)؛
منفجر شدن، حاد شدن (اوضاعِ سیاسی)؛
درگرفتن، شروع شدن، بالا گرفتن (درگیری، قیام)؛
عود کردن (بیماری)