flare
به همرسانی
/ ˈfler /
verb (I)
شعله کشیدن، زبانه کشیدن، شعله زدن
flare
/ ˈfler /
noun
شعلهکشی، زبانهکشی؛
شعله، زبانه، لهیب؛
مشعل، چراغ؛
نورافکن (برای دادنِ علامت)؛
فشفشه، منوّر (نظامی)؛
چراغ (باندِ فرودگاه)
flare
/ ˈfler /
verb (T)
شیپوری کردن، قیفی کردن، از پایین پهن کردن، از پایین گشاد کردن؛
از بالا گشاد کردن، از بالا پهن کردن؛
پاچهگشاد دوختن، پاچهٔ ... را گشاد کردن (شلوار)؛
کلوش بریدن، فون دوختن (دامن)
flare
/ ˈfler /
verb (I)
شیپوری شدن، قیفی شدن، از پایین پهن شدن؛
از بالا پهن شدن، از پایین گشاد شدن،
از بالا گشاد شدن؛
باز شدنِ پرههای بینی
flare
/ ˈfler /
noun
پهن شدنِ تدریجی، گشاد شدنِ تدریجی، شیپوریشدگی، قیفیشدگی؛
حالتِ شیپوری، حالتِ قیفی؛
حالتِ کلوش، حالتِ فون؛
شلوارِ پاچهگشاد، شلوارِ کلوش (محاوره، در جمع)
flare
/ ˈfler /
noun
ریزههایی از آتش که هواپیماهای جنگنده برای منحرف کردنِ موشکهای فروسرخِ حساس به گرما در هوا پخش میکنند،
اخگرک، آتشک، آذرک
دیدگاهها
ثبت دیدگاه