اندازهٔ ... بودن، قالبِ .. بودن، اندازه بودن برای، خوردن به؛
مناسبِ ... بودن، خوب بودن برای، درخورِ ... بودن، شایستهٔ ... بودن، برازندهٔ ... بودن، زیبندهٔ ... بودن، به ... آمدن؛
متناسب بودن با، خواندن با، جور بودن با، دمساز بودن با، سازگار بودن با، تطبیق کردن با؛
اندازهٔ ... را تغییر دادن، درست کردن (لباس)؛
اندازهٔ ... را گرفتن، اندازهٔ ... را تعیین کردن (شخص)؛
نصب کردن، کار گذاشتن، سوار کردن (دستگاه، قفل و غیره)؛
آماده کردن، مجهز کردن، ساختن (شخص)