hang fire
به همرسانی
idiom
دیر دررفتنِ تفنگ؛
به کندی پیش رفتنِ حوادث و غیره؛
بلاتکلیف ماندن و معلق ماندنِ نقشه
دیدگاهها
ثبت دیدگاه