finished
به همرسانی
/ ˈfi-nisht /
adjective
پرداختشده؛
تکمیل شده، تمامشده، آماده، حاضر و آماده (وسایلِ چوبی و غیره)؛
کامل، بینقص، بیعیب (اجرا)؛
آراسته، بیعیب ونقص (ظاهر)؛
نابودشده، تمامشده، شکستخورده؛
خسته، کوفته، ازپاافتاده (محاوره)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آسَرده
\ 'âs.ar.d.e \
صفت
ساختواژه
آسَرد
+
ــِـه
بروید به: finish .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
این گزارشِ آسَرده (نهاییشده) نیست؛ فقط یک پیشنویس است.
پیکرهٔ او اکنون خام بهنظر میرسد؛ قطعهٔ آسَرده (تمامشده) صیقل خواهد یافت.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه