find sb sth out
به همرسانی
verb (I)
کسبِ اطلاع کردن، خبر جمع کردن؛
مطلع شدن، خبر شدن؛
متوجه شدن، دانستن، فهمیدن
find sb sth out
verb (T)
پیدا کردن، کشف کردن، فهمیدن، پی بردن به (جواب، راز و غیره)؛
فهمیدن، دریافتن که؛
معلوم کردن، بهدست آوردن؛
مچِ ... را گرفتن، گیر انداختن، لو دادن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه