financier
به همرسانی
/ ˌfi-nən-ˈsir // fə-ˌnan-, // ˌfī- /
noun
سرپرستِ سرمایهدهی به دیگران؛
متخصصِ مالیه؛
سرمایهدار
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفمایِشگر
\ af.mây.eš.gar \
اسم ، صفت
ساختواژه
اَفمای
+
ــِـش
+
ــگر
بروید به: finance .
نکته
اَفمایهگر
\ af.mây.e.gar
اسم ، صفت
ساختواژه
اَفمای
+
ــِـه
+
ــگر
بروید به: finance .
نکته
اَفمایهدار
\ af.mây.e.dâr \
اسم ، صفت
ساختواژه
اَفمای
+
ــِـه
+
ــدار
بروید به: finance .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
افمایهدارِ بزرگِ کشور سرانجام پذیرفت که در زمینهٔ نگهداری از زیستبومِ کشور نیز با دستاندرکاران همکاری کند.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه