filtrate
به همرسانی
/ ˈfil-ˌtrāt /
verb (T)
از صافی گذراندن، فیلتر کردن، از فیلتر عبور دادن، تصفیه کردن، صاف کردن، پالودن (مایع، هوا و غیره)
filtrate
/ ˈfil-ˌtrāt /
verb (I)
از صافی گذشتن، فیلتر شدن، تصفیه شدن، صاف شدن (مایع، هوا و غیره)
filtrate
/ ˈfil-ˌtrāt /
noun
مادهای که حاصلِ تصفیه یا پالابِش است.
مایعِ تصفیهشده، صافه
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
پالابه
\ pâlâ.(â)b.e \
اسم
ساختواژه
پالاب
+
ــِـه
بروید به: filter .
نکته
پالاوه
\ pâlâ.(â)v.e \
اسم
ساختواژه
پالاو
+
ــِـه
بروید به: filter .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
پالابهٔ خون در کلیهها گُمیز یا شاش نامیده میشود و دربردارندهٔ موادی ناسودمند برای بدن است.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه